سعید صفارائی – خبرنگار
اظهارات اخیر عباس عبدی، از چهرههای برجسته جریان اصلاحات، خطاب به دولت مسعود پزشکیان، حامل پیامی روشن و بیپرده برای سیاست ایران بود: «وقت بهانهگیری تمام شده، هیچ بهانهای پذیرفتنی نیست.» این جمله، که از سوی یک چهره مؤثر در جریان اصلاحات مطرح شد، فراتر از یک انتقاد ساده به عملکرد دولت است. عبدی با این هشدار، تلویحاً این پیام را به بدنه اصلاحات مخابره کرد که پزشکیان دیگر در مدار اصلاحات قرار ندارد و در واقع، از فضای گفتمانی جدیدی در این جناح سیاسی پرده برداشت.
تحولات اخیر نشان میدهد که اصلاحات، که در سالهای گذشته با کاهش شدید سرمایه اجتماعی خود مواجه بوده، بار دیگر در آستانه یک تصمیمگیری مهم قرار گرفته است. بررسی روندهای گذشته اصلاحطلبان نشان میدهد که این جریان همواره بر «استراتژی بقا» در فضای سیاسی تأکید کرده و سعی داشته از چهرههایی که صرفاً ظاهری اصلاحطلبانه دارند، برای جلب اقبال عمومی بهره ببرد. در نتیجه، به جای جریانسازی و پرورش نیروهای جدید، اصلاحطلبان به سیاست «ماسک اصلاحات» بر چهره نیروهای قدیمی روی آوردهاند. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت مؤثر باشد، اما در نهایت منجر به فرسودگی و بیرمقی بدنه این جریان شده است.
اصلاحات در دوران سید محمد خاتمی و سپس حسن روحانی، فرصتی تاریخی برای نوسازی و کادرسازی داشت، اما این فرصت از دست رفت. نکته جالب آن است که این رویکرد نهتنها مختص اصلاحطلبان، بلکه ویژگی مشترک هر دو جناح اصلی سیاست در ایران است. اصولگرایان نیز به همین سرنوشت دچار شدهاند و به جای میدان دادن به نیروهای جوان و تحولخواه، ترجیح دادهاند که مناصب قدرت را در میان چهرههای سالخورده و سنتی خود دست به دست کنند. نتیجه این روند، تبدیل هر دو جناح سیاسی به ساختارهایی ایستا، فاقد ابتکار عمل و بیگانه با تغییرات اجتماعی بوده است.
عبدی با هشدار اخیر خود، نهتنها پزشکیان را مورد خطاب قرار داد، بلکه زنگ خطر را برای کلیت سیاست ایران به صدا درآورد. پیام او تنها متوجه اصلاحطلبان نیست؛ بلکه اصولگرایان نیز باید این هشدار را جدی بگیرند. اگر هر دو جناح سیاسی همچنان بر تکرار الگوهای فرسوده خود اصرار بورزند، بهزودی نهتنها سرمایه اجتماعی خود را به طور کامل از دست خواهند داد، بلکه زمینه را برای ظهور جریانهای جدید و رادیکال فراهم خواهند کرد که ممکن است مسیر سیاست را بهگونهای غیرقابل پیشبینی تغییر دهند.
پایان دادن به این چرخه معیوب، نیازمند بازنگری جدی در شیوههای سیاستورزی در ایران است. تا زمانی که اصلاحطلبان و اصولگرایان همچنان درگیر حفظ وضعیت موجود و توزیع قدرت میان حلقههای بسته خود باشند، جامعه راهی جز پشت کردن به این ساختارها نخواهد داشت. هشدار عبدی تنها یک نقد نیست، بلکه فراخوانی برای تحول اساسی است؛ تحولی که اگر نادیده گرفته شود، شاید بهزودی دیر شود.