شکسته شدن کمر کسب‌وکارها زیر بار تعطیلات اجباری به بهانه ناترازی انرژی
شکسته شدن کمر کسب‌وکارها زیر بار تعطیلات اجباری به بهانه ناترازی انرژی
خاتون شرق- برای چندمین بار باید این موضوع را یادآوری کرد: تغییر واژه‌ها بحران را حل نمی‌کند.

 

امضاء محفوظ
برای چندمین بار باید این موضوع را یادآوری کرد: تغییر واژه‌ها بحران را حل نمی‌کند.
این روش کهنه و بی‌اثر که صرفاً به جای حل مشکلات سعی دارد با بزک کردن آن‌ها افکار عمومی را مدیریت کند، دیگر جواب نمی‌دهد.
به یاد بیاوریم که پنج سال پیش در چنین روزهایی و در آغاز فاجعه عالمگیر کرونا نخستین خبر فوتی بر اثر ابتلا به این بیماری در استان خراسان از نیشابور منتشر شد.
در آن زمان، دانشگاه علوم پزشکی نیشابور علت فوت آن جوان را «بیماری حاد تنفسی» اعلام کرد؛ انگار که با تغییر نام، می‌توان از شدت بحران کاست. امروز هم شاهد همان رویکرد هستیم، اما این بار در حوزه انرژی و اقتصاد.
از هفته گذشته، سازمان هواشناسی با هشدار درباره ورود موج سرما و بارش برف، اعلام کرد که باید تمهیدات لازم اندیشیده شود.
معاون استاندار و فرماندار اسبق نیشابور هم پیش‌تر اطمینان داده بود که به اندازه کافی ذخیره سوخت در استان انجام شده است. اما نتیجه چه شد؟ باز هم همان سناریوی همیشگی: اعلام تعطیلی گسترده مدارس، ادارات و صنایع.
گویا تنها راه‌حلی که مدیران برای بحران انرژی سراغ دارند، تعطیلی است. نام آن را ناترازی انرژی می‌گذارند، اما واقعیت چیزی جز کمبود و سوءمدیریت نیست.

بحران واقعی، مدیریت ناکارآمد است
اینکه مردم در سرما بمانند، صنایع ضرر کنند و کسب‌وکارها فلج شوند، انگار هیچ‌کدام برای تصمیم‌گیران اهمیتی ندارد. اما نکته جالب این است که بحران نه‌تنها حل نمی‌شود، بلکه سال به سال وخیم‌تر هم می‌شود. چرا؟ چون هیچ‌گاه ریشه‌های واقعی مشکلات بررسی و حل نشده است. تغییر نام «کمبود» به «ناترازی انرژی» فقط یک بازی با کلمات است . قربانی آم مردمی هستند که هر سال زمستان باید با قطعی گاز و برق و تعطیلی‌های بی‌برنامه دست و پنجه نرم کنند.

تعطیلی راه‌حل نیست
مسئولان، به جای برنامه‌ریزی برای تأمین پایدار انرژی، ساده‌ترین و پرهزینه‌ترین راه را انتخاب می‌کنند: تعطیل کردن بخش‌های مختلف کشور. این تعطیلی‌ها نه‌تنها مانع بحران نمی‌شوند، بلکه تبعات اقتصادی و اجتماعی سنگینی به بار می‌آورند. کارخانه‌ها و کارگاه‌هایی که باید تولید را متوقف کنند، ضررهای هنگفتی متحمل می‌شوند، نیروی کار با کاهش دستمزد یا تعدیل مواجه می‌شود و بخش‌های خدماتی نیز از کاهش فعالیت اقتصادی ضربه می‌خورند. این در حالی است که پیش‌بینی این شرایط از ماه‌ها قبل ممکن بود و مسئولان فرصت کافی برای مدیریت آن داشتند.

پاسخگویی در برابر وعده‌های عملی‌نشده
مسئله دیگر، وعده‌های بی‌پشتوانه‌ای است که هیچ‌گاه تحقق نمی‌یابند. وقتی مسئولی در یک جلسه رسمی اعلام می‌کند که سوخت کافی برای زمستان ذخیره شده، اما در عمل با اولین موج سرما، کشور به تعطیلی کشیده می‌شود، این پرسش مطرح می‌شود که آن ذخایر کجا رفت؟ آیا چنین وعده‌هایی بدون بررسی‌های لازم مطرح می‌شوند؟ آیا هیچ سازوکاری برای پاسخگویی در برابر تصمیم‌های غلط و اطلاعات نادرست وجود ندارد؟ اینجا همان نقطه‌ای است که مردم به درستی احساس می‌کنند از مدیریت کلان کشور صداقت و شفافیت لازم را دریافت نمی‌کنند.

اقتصاد شکننده‌تر از همیشه
اقتصاد کشور که همین حالا هم زیر فشارهای تورم و رکود کمر خم کرده، با چنین تعطیلی‌های گسترده‌ای، بیش از پیش آسیب می‌بیند.
هر روز تعطیلی برای یک واحد تولیدی به معنای کاهش درآمد، از دست رفتن فرصت‌های کاری و افزایش هزینه‌های جاری است. به همین دلیل است که بسیاری از فعالان اقتصادی، سیاست تعطیلی‌های اجباری را یک نابودی تدریجی برای کسب‌وکارها می‌دانند. در حالی که کشورهایی با سرمای شدیدتر، بحران انرژی را بدون تعطیلی مدیریت می‌کنند، چرا در ایران چنین راه‌حلی عملی نمی‌شود؟ آیا بهینه‌سازی مصرف انرژی، بهبود زیرساخت‌ها و مدیریت منابع، راه‌های بهتری برای مواجهه با این مشکل نیستند؟

از فریب واژه‌ها تا مطالبه پاسخگویی
اینکه فرهنگستان زبان و ادب فارسی به جای تلاش برای بهبود وضعیت علمی کشور، درگیر ساختن واژه‌های جایگزین برای بحران‌های مدیریتی باشد، خود به یک طنز تلخ تبدیل شده است. تغییر نام کمبود انرژی به ناترازی انرژی، یا مشکلات اقتصادی به چالش‌های اقتصادی، دردی از مردم دوا نمی‌کند. مردم از مسئولان انتظار دارند که به جای این بازی‌های زبانی، مسئولیت‌پذیر باشند و راهکارهای واقعی ارائه دهند.
اکنون که دوباره در اوج سرما، کشور درگیر بحران انرژی شده و موج تعطیلی‌ها آغاز شده، زمان آن رسیده است که پاسخ‌های جدی‌تری مطالبه شود. وعده‌های بی‌سرانجام، بازی با کلمات و پنهان‌کاری در مورد واقعیت‌های بحران دیگر قابل قبول نیست. مردم شفافیت، پاسخگویی و راهکارهای واقعی می‌خواهند؛ نه تغییر نام مشکلات و پاک کردن صورت مسئله.